جولا و کرم ابریشم
جولایی با تعجب و حیرت کرم ابریشمی را که بر درخت توتی تار ابریشم میتنید دید.
جولای واله گفت: «جنس را از کجا میآوری؟»
کرم ابریشم با شوق پرسید: «میخوای با آن چیزی درست کنی؟»
بعد جولا به راه خود و کرم ابریشم به راه خود رفت، برای اینکه هر دو فکر کرده بودند که دیگری ریشخندش کرده است. ما، انسانها و کرمها، در دنیایی زندگی میکنیم که هرچیز ممکن است معنای هرچیز دیگر را بدهد، زیرا که زمان، زمان دورنگی و دورویی و دوپهلویی است.
نتیجهی اخلاقی: در خانه اگر کس است، یک حرف، اگر بیمعنی باشد، بس نیست.
باعث تمام دردسرها خرگوشها بودند
تا آنجا که جوانترین فرد به یاد دارد، همیشه خانوادهای از خرگوشان بودند که در نزدیکی دستهای از گرگان زندگی میکردند. گرگان روزی اعلام کردند که روال زندگی خرگوشان را نمیپسندند (گرگها شیفتهی روال زندگی خودشان بودند، چون اعتقاد داشتند که راه زندگی آنها تنها راه زندگی است). شبی چند گرگ در زلزلهای از بین رفتند و گناه این مطلب بر گردن خرگوشها گذاشته شد، چون همه میدانند که خرگوشها با پاهای عقبی خود به زمین میکوبند و باعث زلزله میشوند. شب دیگری گرگ دیگری را برق گرفت و گناه این مطلب هم به گردن خرگوشها گذاشته شد، چون همه میدانند که کاهوخوران رعدوبرق ایجاد میکنند. گرگها تهدید کردند که اگر خرگوشها آرام نگیرند آنها را متمدن خواهند کرد و خرگوشها تصمیم گرفتند به جزیرهای متروک فرار کنند. اما سایر جانوران که در فواصل بعید زندگی میکردند گفتند فرار شرمآور است. گفتند: «شما باید همینجا بمانید و شجاع باشید. این دنیا برای فراریان ساخته نشده است. اگر گرگان به شما حمله کنند به احتمال قوی ما به دفاع شما خواهیم آمد». به این ترتیب خرگوشها در جوار گرگها زندگی کردند و روزی سیل وحشتناکی آمد که عدهی کثیری از گرگان را غرق کرد. گناه این مطلب هم به گردن خرگوشها گذاشته شد، چون همه میدانند که هویجخوران و درازگوشان موجب سیل میشوند. گرگها به خاطر خود خرگوشها بر آنها تاختند و محض امنیتشان آنها را در غار تیرهوتاری زندانی ساختند.
وقتی پس از هفتهها خبری از خرگوشها نیامد سایر جانوران جویای وضع شدند. گرگها پاسخ دادند که خرگوشها خورده شدهاند و چون خورده شدهاند، مساله کاملا داخلی است. اما سایر جانوران اخطار کردند که اگر چنانچه دلیل قانعکنندهای برای از بین بردن خرگوشها داده نشود محتمل است که همهی جانوران برعلیه گرگها متحد بشوند. بنابراین گرگها دلیل آوردند: «خرگوشها درصدد فرار برآمده بودند و همه میدانند که این دنیا برای فراریان ساخته نشده است.»
نتیجهی اخلاقی: با قدمآهسته نه، بلکه با قدمدو به نزدیکترین جزیرهی متروک پناه ببرید.
جیمز تربر
مهشید امیرشاهی