روزگار شاهزاده GEM TV روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

        برای هشتصد‌و‌پنجاه‌و‌دومین بار سراغ کتابی می‌روم که هشتصد‌و‌پنجاه‌و‌یک بار پیش از این خواسته‌ام بخوانمش و نشده؛ کتابی با صفحاتی سی‌وچهار سطری، با فونت نُه که شماره‌ی صفحه در حال بیرون زدن از بالای کاغذ است و به میانه‌ی صفحه که می‌رسی باید انگشتت که کتاب را نگه داشته را جابجا کنی تا بتوانی کلمات –و نه کلمه!ی- زیر آن را بخوانی... و برای هشتصد‌و‌پنجاه‌و‌دومین بار کنار می‌گذارمش. بهتر از این نمی‌شود جلوی کتاب خواندن را گرفت! ناشر همه‌ی سعیش را به کار گرفته که کتاب ارزان درآید، اما کتابِ ارزانی که نشود خواند، به چه کار می‌آید!؟

         ناشرانی وجود دارند که محتوای کتابی که چاپ می‌کنند برایشان مهم است؛ کتاب‌سازی نمی‌کنند، با نویسندگان و مترجمان خوب کار می‌کنند، به ترجمه‌ها خیانت نمی‌کنند، زیر بار سانسور –زیاد- نمی‌روند، ویراستار دارند و خلاصه هر کاری می‌کنند که کتابی با محتوای خوب درآورند؛ اما محتوای خوب، همه چیز نیست؛ کتاب، جز محتوای خوب، برای خوانده شدن، نیاز به چیزهایی دیگر نیز دارد و این، تنها محدود به جلد زیبا یا کاغذ سفید نمی‌شود. به کتابی که چاپ می‌شود باید احترام گذاشت و بیشتر ناشران با این احترام بیگانه‌اند.

         کتاب نباید غلط املایی داشته باشد؛ شاید کاملا بی‌غلط بودن آن، نشدنی باشد اما گمان نمی‌رود یک غلط مثلا در هر پنجاه صفحه خیلی کم باشد.

 

        فونت کتاب باید درست انتخاب شود؛ بعضی فونتها کاربرد صرفا گرافیکی دارند و براحتی خوانده نمی‌شوند، پس نباید در متن استفاده شوند. بعضی فونتها چشم‌نواز نیستند (کسی آن فونت سال‌های پس از انقلاب را به یاد می‌آورد که دونقطه‌هایش به هم چسبیده بود؟ خیال می‌کنم به همه‌ی تاریخ چاپ ما چیزی مزخرف‌تر از آن طراحی نشده باشد!)

        یک فونت درست، اندازه‌ی خود را هم همراه دارد؛ چشم نباید از ریز بودن آن خسته شود و ذهن نباید از درشتی آن احساس غبن بکند! در برخی جاها یک یا چند پاراگراف درشت‌‌تر در اول مطلب، ممکن است کمک خوبی برای وارد کردن خواننده به درون متن باشد. و چیز دیگری که  بیشتر اوقات رعایت نمی‌شود، هم‌جنس و هم اندازه بودن فونت‌های فارسی و لاتین متن است که احساس بدی با خود به همراه دارد، همین‌طور فاصله‌ی نامناسب بین سطرها یا پاراگراف‌ها، کلمات فارسی و لاتین، بین ارقام و حروف و بین متن و شکل....

از این که بگذریم، در یک کتاب با صفحه‌آرایی درست، چیزهای دیگری هم باید رعایت شوند:

سفیدی حاشیه‌ی کاغذ باید متناسب با قطع کتاب باشد. خیال می‌کنم حکایت معدودی از ناشران، حکایت آن کودک شده که از پدر می‌پرسید: اگر نوشتن خوب است، چرا حاشیه‌ی کتاب را سفید می‌گذاری؟! پانویس‌ها با خط یا فاصله‌ی به‌اندازه از متن اصلی جدا شوند و حتما با فونت ریزتر؛ همچنین نام کتاب یا نویسنده یا فصل و شماره صفحه در بالا و پایین صفحات خیلی درشت نباشد. بشخصه هیچ‌گونه علامت دیگری چون خط تیره، گیومه، پرانتز و غیره را هم کنار این‌ها تاب نمی‌آورم؛ همه‌ی اینها باید مینیمال باشند. در صفحات سفید کتاب و نیز صفحاتی چون عنوان کتاب و این‌ها نباید هیچ چیز نوشته شده باشد و در شروع فصل‌ها –که صفحه‌آرایان‌مان گاهی از یاد می‌برند باید از صفحه‌ی سمت چپ باشد و نیز نه از بالای بالای صفحه!- هم نباید اسم کتاب، نویسنده یا عنوان فصل بیاید. و چیز عجیب‌غریب دیگری که این روزها دیده می‌شود، آوردن مطلب، درست پس از جلد کتاب است!

         کتاب خوب باید کاغذ خوبی داشته باشد. کاغذ خوب نباید بسیار براق یا تیره باشد؛ نباید بیش از حد نازک باشد چون علاوه بر بالاتر رفتن احتمال پاره شدن آن، سطرهای چاپی روی دیگر آن –که گاهی هم دقیقا پشت سطرهای این رو نیستند-  دیده شده و مانع از تمرکز هنگام خواندن می‌گردند. ایده‌آل من، کاغذهای سوییسی قدیمی و کاغذهای نازک کتاب‌مقدسی و کرفتها در مورد کتاب‌های شعر هستند. (هر بار با دیدن چون‌این نوشته‌ای ممکن است جان بدهم: از این کتاب یک‌هزار‌وصد نسخه بر روی کاغذ اعلای سوییسی در چاپخانه‌ی فلان چاپ شد!)

        خوب دوره‌ی حروف سربی ِشکسته و ساییده گذشته، اما در این دوره‌ی تایپ و صفحه‌آرایی دیجیتال هم کماکان ناشران زحمت آن را به خود نمی‌دهند که کتابهایی تمیز درآورند و گاهی کتاب‌ها را از روی چاپ قبل آن افست می‌کنند و صفحات پر لک‌وپیس و کلماتی که شارپ نیستند کماکان میان کتاب‌ها دیده می‌شوند.

 

       کتاب خوب باید شیرازه‌ی درست‌وحسابی داشته باشد؛ راستش نمی‌دانم کتابی که همان بار اول خوانده شدن وا می‌رود را به چه می‌توان تشبیه کرد. جلد کتاب باید حتما سلفون یا یو-وی شده باشد تا با عرق دست از بین نرود. اگر کتاب به صورت عرضی چاپ می‌شود، جلد آن در صورت گالینکور نبودن باید حتما نرم باشد تا وقت خواندن نشکند.

       و سر آخر، طرح جلدِ شکیل و مرتبط با متن، که بیشتر ناشران به علت هزینه یا بی‌سوادی، کتاب‌خوانان را از آن محروم می‌کنند. هنوز کتاب‌های زیادی با طرح‌های شلوغ چون پارچه‌های سر‌در ِسینماها یا کتاب‌های نس.رین ثام.نی چاپ می‌شوند یا با رنگ‌ها و تایپوگرافی‌های احمقانه و بی‌ربط به متن. حتی اگر ناشران صرفا فکر جیبشان باشند،  طرح جلدهایی چشم‌نوازتر از این‌ها را باید شاهد باشیم.

 

با همه این‌ها که گفتم، و فارغ از حیطه‌ی فعالیت و محتوای کتاب‌ها، بهترین ناشر این چند سال را «نیلا» می‌دانم که احترام به کتاب را به قدر احترام به خواننده می‌شناسد.


       پی‌نوشت: عجالتا دلم می‌خواهد چندتایی از آشنایان و ناآشنایان ازجمله گیس‌طلا، سپینود، پونه، دفترهای سپید بی‌گناهی، آق‌بهمن، برای خاطر کتاب‌ها، و آهو نمی‌شوی... اگر خواستند از کتاب و ناشری که دوستش دارند بنویسند.