مجموعه فیلمها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
13 اردیبهشت 1387 - 02:32

 

 این که ما تا سپیده سخن از گل‌های بنفشه بگوییم
 شب‌های رفته را بیاد بیاوریم
آرام و با پچ‌پچ برای یک‌دیگر از طعم کهن مرگ بگوییم
همه‌ی هفته در خانه را ببندیم
 برای یک‌دیگر اعتراف کنیم
 که در جوانی کسی را دوست داشته‌ایم
که اکنون سوار بر درشکه‌ای مندرس
در برف مانده است
 نه
 باید دیگر همین امروز
در چاه آب خیره شد درشکه‌ی مانده در برف را
باید فراموش کنیم
هفته‌ها راه است تا به درشکه‌ی مانده در برف برسیم
 ماه‌ها راه است تا به گل‌های بنفشه برسیم
گل‌های بنفشه را در شب‌های رفته بشناسیم
ما نخواهیم توانست با هم مانده‌ی عمر را
 در میان کشت‌زاران برویم
اما من تنها
گاهی چنان آغشته از روز می‌شوم
 که تک و تنها
 در میان کشت‌زاران می‌دوم
و در آستانه‌ی زمستان
 سخن از گرما می‌گویم
من چندان هم
برای نشستن در کنار گل‌های بنفشه
بیگانه و پیر نیستم
هفته‌ها از آن روزی گذشته است
که درشکه‌ی مندرس در برف مانده بود
 مسافران
که از آن راه آمده‌اند
 می‌گویند
 برف آب شده است
 هفته‌ها است
 در آن خانه‌ای که صحبت از مرگ می‌گفتیم
 آن خانه
 در زیر آوار گل‌های اقاقیا
 گم شده است
مرا می‌بخشید
که باز هم
 سخن از
 گل‌های بنفشه گفتم
گاهی تکرار روزهای
 گذشته
 برای من تسلی است
مرا می‌بخشید

 

 

                                   احمدرضا احمدی