15 آذر 1386 - 14:27
آغوش تو هنوز عرصهای سبز است
برای مادیان سرکشی
که زیر پوست من
به تاخت میدود.
و لبانت مثل همیشه بوی باروت میدهد
بوسهات؛
طعم پوکهی فشنگ.
تصویر تو در قاب
با تارهای عنکبوت هاشور میخورد.
و انگشتان من
در نیمهراه لمس و شرم
مات ماندهاند.
نگاه!
اندوهی کهربایی،
بر پیشانیم چروکیده
و من باز هم به رد پای تو
دخیل میبندم.
گراناز موسوی



