...
تویی آن عادت نوشتن، که از آن شفا نتوان یافت
تو عادت تصرف و تملک و اسکان هستی
عادت فتح و خونریزی و وحشیگری
تو عادتی چنگفروکرده در گوشت کلماتم هستی
پس یا تو رخت سفر باید ببندی...
یا من...
یا نوشتن...
...
تو آن زبانی هستی
که هر روز شمار حروفت تغییر میکند...
و ریشههایت تغییر میکند...
و اشتقاقهایت...
و شیوهی اعرابگذاریت
هر روز...
...
نزار قبانی
موسی اسوار


