روزهایت چگونه میگذرند با زنی دیگر؟
آسانتر، نه؟ تنها یک ضربهی پارو
آنگاه خط دور ساحل
و دیگر هیچ نمیماند از یاد من
مگر جزیرهای شناور
(نه در احاطهی آبها که در آسمان):
ارواح، ارواح همواره محکومند به دوستی
و محروم از عشق و عاشقی.
روزهایت چگونه میگذرند با زنی عادی
بیگانه با عوالم روحانی؟
اکنون که از اریکهی قدرت فرو افتاده
و اختیاراتت را یکسره از دست دادهای.
روزهایت چگونه میگذرند؟ آیا مبارزه میکنی
یا خود را باختهای؟
بار سنگین ابتذال روزمرگی
چگونه آن را تاب میآوری، ای نگونبخت؟
«سرگردانیها و دغدغهها دیگر بساند!
میخواهم سروسامان بگیرم.»
با من بگو اکنون روزهایت چگونه میگذرند با زنی دیگر
ای مردی که تو را برای خود برگزیده بودم؟
آیا سفرهات رنگینتر و طعم غذایت
گواراتر است؟ اگر در بستر بیماری افتادی شکوه مکن!
روزهایت چگونه میگذرند با پیکرهای بیروح
تو که بر کوه سینا گام نهاده بودی؟
روزهایت چگونه میگذرند با بیگانهای
از این دنیا؟ آیا میتوانی با او مهربان باشی؟
یا احساس شرم میکنی از نهادن طوق زئوس۱
بر گردنت؟
روزهایت چگونه میگذرند؟ آیا شاد و تندرستی؟
چگونه ترانه میخوانی؟
چه میکنی با ندای خاموشنشدنی وجدانت
ای مرد بینوا؟
روزهایت چگونه میگذرند ناگزیر از خرید روزانهی
چیزهای بیهوده با قیمتهای سرسامآور؟
بعد از مرمر کارارا۲
روزهای گچاندودهات چگونه میگذرند؟
(مرد من، خداوار، به پیکرهای تراشیده از سنگ میمانست،
اما اینک به تکههای فروپاشیدهی سنگ میماند)
با من بگو چگونه زندگی میکنی با یکی از هزاران زن
بعد از لیلیت۳؟
آیا عطشت به رمز و رازها فرونشسته است؟
اکنون دیگر در پی افسون رویاها نیستی؟
چگونه روزگار میگذرانی با زنی مادی
بی حس ششم، عاری از افکار ماوراء طبیعی؟
با من بگو: آیا خوشبختی؟
نیستی؟ در این خلا هولناک
روزهایت چگونه میگذرند عشق من؟
به دشواری روزهایی که من میگذرانم با مردی دیگر؟
مارینا تسوهتایوا-فریده حسن زاده (مصطفوی)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- پرومته از فرمان زئوس سرپیچی کرد وبرای انسان آتش آورد. زئوس او را در کوهی زندانی کرد و عقابی جگر هر روز از نو روئیدهی او را میدرید. زئوس او را بخشید به این شرط که او همیشه حلقهای به انگشت کند به این نشان که همواره در قید فلز خواهد بود و دیگر سر به عصیان برنخواهد داشت.
۲- شهری مشهور به مرمر مرغوب مناسب ساخت مجسمهاش. (و مرمر کارارا اشاره به خانهای سنگی دارد که تسوهتایوا با عشقش در آن میزیسته.)
۳- نخستین زن آدم در اعتقادات یهودیان که توسط حوا نابود شد.