آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


به‌علت فیلتر‌زدگی در عین ناباوری –ناباوری در‌عین باور- از این آشیان کوچیدیم. خانه‌ی نو را –در‌صورت علاقه به بازی- با جای‌گزینی ِهم‌خوان‌ای واک‌دار در اسم ِ(لاتین ِ) کهنه‌آشیان با معادل بی‌واک‌اش و تغییر جای یک حرفِ دیگر آن بیابید وگرنه که به تماستان مفتخرمان نمایید!


توضیح بیش‌تر برای آن‌‌ها که هنوز می‌خواهند بازی را ادامه بدهند:

هم‌خوان: حرف بی‌صدا

واک‌دار: صدایی که باعث ایجاد ارتعاش در تارهای صوتی‌ می‌شود و خوب تکلیف بی‌واک هم معلوم می‌شود. بیشتر حروف بی‌صدا دو‌به‌دو واک‌دار و بی‌واکند‌ مثل... مثل همین حرف که شما باید دنبالش بگردید و هم‌تایش -و با این اوصاف دیگر اصلا هم سخت نیست!



جز برای حسرت مجالی نیست. روزنامه‌ها می‌نویسند و روزنامه‌ها خواهند نوشت؛ نیم‌ستونی از سر ِ هیجان یا اجبار، یا نیم‌شبی هنرمندی را بیدار خواهند کرد که مصاحبه‌ای با او کنند در چند خط یا پیام تسلیتی بگیرند؛ بقیه همان مطالب را کپی خواهند کرد یا حتی این‌ کار را هم نخواهند کرد؛ دستفروش‌ها مجموعه‌ی کامل استاد را در دست‌رس ِعلاقمندان قرار خواهند داد؛‌ نشان یا جایزه‌ی آهنگ‌سازی یا نوازندگی استاد اهدا خواهد شد –البته که آن هم فقط تا چند سالی؛ که بعد رسما به دلایل‌ عدیده‌ای از سوی خود برگزارکنندگان، فاتحه‌ی آن خوانده شود؛ و من مدام جمله‌ی درویشی در سرم‌ می‌پیچد که هنرمندان نمی‌میرند،‌ به‌قتل می‌رسند و من مُدام توی متال‌پسند را یادم می‌آید که در نوایِ سکوتِ نیم‌شبی، به‌یکبار، شهربندِ هوایِ جانان می‌شوی و من شیدایی را به یاد می‌آرم با پرده‌ی سفید سینما پیشِ رو و جانِ جهان را که در اوج آن همیشه قلبم به تپش می‌افتد که آینه‌ای،‌ روی تو عکس کسی‌ست؛ و من تو را به‌یاد می‌آرم در رزم مشترکِ اولِ تابستانِ ده سال پیش؛ تو که میانِ کلماتِ معلق در دود آن‌روزها سیگاری می‌شوی -و این‌روزها با تازه شدنِ دوباره‌ی آن این‌جایی دوباره. و من سیل اشکم مدام روان است برای او که چون سیلی خروشان آمده، گذشته و رفته که نه، مانده است. اما ره دراز؛ دریغ‌‌ها می‌شنوی از هر سو، ره دراز اما تا عمیق شدنِ این دریغ، تا احساس ِخالی ِجای ِاو –و نه جایِ خالی ِاو.




همایون، قاصدک رو خوند، موسیقی‌دان‌ها از میزهای چرک مدیریت حرف زدند و از وضعیت موسیقی نالیدند،‌ درویشی گفت که مشکاتیان نمرد،‌ دق کرد،‌ کشته‌ شد؛ و بعد یک مقام رسمی رفت بالای منبر که: بله... من افتخار این رو دارم که یک ساعت با مشکاتیان صحبت کرده‌م... یعنی به‌نظر شما نباید هو می‌شد!؟



رفتنت را زودند این روزهایِ همراه شو عزیز، تو که با همین شناخته‌امت...


30 شهریور 1388

I empty my glass when it's full
And when it's drained I'm full



           The Bride Wore Black

Francois Truffaut



هنوز شلوغ نشده؛ اول صبحه. پیاده‌رو پر از انواع مختلف نیروهاست. اون‌ور کونگ‌فوکارها رژه می‌رن، پشت سرشون نیرو‌هوایی‌ها و بعد کاراته‌کارها؛ بینشون هم ماشین‌هایی عربده‌کش زمین و آسمونو رو سرشون گرفته‌ن. یه بچه‌ی نوجوون، شبیه اون پسربچه‌ی توی شبِ سن‌لورنزو به موسوی فحش می‌ده؛ زنی چادری چنان سرش داد می‌زنه خفه شو که یهو همه‌ی جمعیتِ چهارراه با همه‌ی بلندگوها ساکت می‌شن و طنین صداش همین‌طور تو فضا کش میاد... اگه از اون‌جا رد شین یه‌وقت، موج صداشو مثل اشک‌های گوشه‌ی چشمش حس می‌کنید حتما.



25 شهریور 1388
...

خاربوته‌ی کنـار کویر جست‌وجو بـاش

تا سایه‌ی من، زخم‌دار و خون‌آلود

به هزاران تیغ نگاه آفتـاب‌بار تو آویزد...






                                                                                              شاملو




    



23 شهریور 1388

چهره‌ام در گردش زیان می‌بیند

جهره‌ام توپی‌‌ست

و جهان در بازی

گم می‌شوم

کدامتان چهره‌تان را دارید؟

هرکدام دارید

سبابه‌تان را در چشمم بکارید.

            ***

چهره‌ام وطن است

آکنده از شهرهای شکست‌خورده

و بیرق‌های شکسته

چهره‌ام گُلی‌ست

برگ‌های اندوه پنهان مرا

با خود دارد

کودکی می‌چیندش

به خیابان پرتاب می‌کند

و من برهنه گرسنه می‌دوم

دریا و ایوان خانه‌ی ما

قسمتم می‌کنند و پرسش تو

بیابان‌ها را در من بیدار می‌کند

بیابان‌ها را در من بیدار می‌کند.




 

                     محمد القیسی

                           موسی بیدج




21 شهریور 1388


. . .

که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم



19 شهریور 1388

از قله‌ی بلند تو سرریز می‌شوم

و ریز می‌شوم

زیـر نگاه تو آئـینه

افسانه‌ی هزار تکه نگاه شکسته است





               رویا

 



18 شهریور 1388
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن‌شناس نه‌ای جان من خطا این جاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید
تبارک‌الله از این فتنه‌ها که در سر ماست
در اندرون من خسته‌دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست


رئیس‌جمهور ونزوئلا هم با بیان این‌ که به‌زودی حضرت مهدی(عج) و حضرت مسیح(ع) ظهور خواهند کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد، از صادرات ۲۰ هزار بشکه‌ای بنزین به جمهوری اسلامی ایران خبر داد. به گزارش انتخاب، هوگو چاوس افزود: احساسات قلبی خود را نثار امام رضا(ع) می‌کنم. می‌دانم که احساس مسیح هم احساسات بسیار مثبتی در راستای احساس امام رضا (ع) است.





از: اعتماد



17 شهریور 1388

از میانِ سکوتم
حرفی رویید
به‌سانِ سبزه‌ای
        که از سنگ تراوید

از چشم ِخاموشم
نگاهی جهید
به‌سانِ سهره‌ای
       که از نقش ِکاشی ِایوان بیرون پرید




                ؟



1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>